![]() |
![]() |
|
|
يكي يكي ...هميشه از يكي شروع مي شود و بعد به ديگري سرايت مي كند
اين روزها اصلا شبيه گذشته ها نيست همه ي ما دچار جهش شديم بزرگتر شديم
خواهر كوچكترم خودش را به مبايلش گره زده ولي با اين همه مبايلش ديگر زنگ نمي خورد
قرار شده من از صورت دوست پسرش برايش يك مجسمه درست كنم هنوز نمي دانم كه آيا
واقعا بت پرست شده يا نه؟!
برادرم توي كمد لباس هايش گير كرده و بيرون نمي آيد وقتي مي بينمش ياد ديگران مي افتم.
پدرم را هم ديگر اصلا نمي بينم و دقيقا نمي دانم كجاست گاهي كه زنگ مي زند ازش حال
سيبهايش را مي پرسم اويك باغ سيب دارد.
مادرم هيچ وقت خانه نيست مخصوصا جمعه ها.. او ميان لوازم خانه گم شده اول خودش را گم
كردو بعد ما را....
و حالا نوبت خودم ...همه چيز از من شروع شد ..
اول نوبت من بود و بعد خواهرم ...و بقيه ...اول من بودم كه مردم . |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ... |
|
|
آدما در دو صورت تركت مي كنن:
يا فكر كنن خيلي دوستشون داري! يا فكر كنن اصلا دوستشون نداري. توجه:نقش اصلي را "يا"بازي مي كند. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ... |
|
|
_ولي ...اين قانون كه شامل حال من نمي شه ؟!!قانون كه عطف به ماسبق نميشه! _خانم ما چي كار به قانون داريم! (ساختمان مشاوران حقوقي قوه قضائيه مثل هميشه بود.) |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ... |
|
|
-زبون بسته ها از صبح توی این آفتاب دنبال یه لقمه غذان آخرشم خدا می دونه چه فشاری رو تا رسیدن به خونه باید تحمل کنن.
ـبیا ..بریم ..اتوبوس الان حرکت می کنه ....... ـاگه توش جا بشیم!!!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ... |
|
|
هنوز جوانم!
تعداد موهای سپیدم را می دانم. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ... |
|
|
مدتی است به این موضوع مشکوکم که آیا سران حکومت فکر کردن بلدند؟
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ... |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
حاصل تمام لحظه های پوچ کاغذ هایی اند که باطل می شوند.
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 |
| پیوندها |
|
خانه اي از شن ومه |
|
RSS
|